تبليغاتX
پس از بهمن
دست نوشته های یونس رنجکش



یونس رنجکش 
چند روزی است که برای انجام کاری مجبور شدم به چند اداره از استانداری به قولی مرکز حکمرانی استان تا برخی از ادارات و نهادهای کل سری بزنم تا شاید با یافتن مدیری، با تدبیر او گره از مشکلی برطرف شود و در این میان به هر دری زدم تا یکی از آنان را برای این منظور انتخاب و با او سر صحبت بازکنم ، هیچ نیافتم و با امروز و فردا برو بیا سرانجام متوجه شدم که یک هفته ای است یک لشکر از مدیران ارشد استان گیلان از استاندار و زیر دستانش گرفته تا دیگرانی که ضرورتی برای حضورشان احساس نمی شود، همگی به داغستان روسیه رفته اند تا با درایت و تدبیر خود دل مسوولان این جمهوری خودمختار را فتح کنند!
وقتی در خبرها دلیل رفتن این لشکر را جستجو کردم، متوجه شدم که آنان برای شرکت در نمایشگاهی از توانمندی های استان گیلان با یک هواپیمای چارتر که متولی آن اتاق بازرگانی صنعت ، معدن و تجارت استان است رفته اند که البته گفته می شود که در جمعشان بیش از آنکه بازرگانان حضور داشته باشند ، این سفر رسمی به نوعی سیزده بدر مدیران استان شده است زیرا از برخی خبرهای درز شده است که 20نفر از بازرگانانی که قرار بود در این سفر همراه آقایان باشند، در کنار برخی دیگر از مدیران برایشان ویزای سفر صادر نشده و بازمانده اند!
جدای از داستان حضور مدیران ارشد استان در این پیک نیک که تا حالا یک هفته ای از آن گذشته است و گویا حالا حالا ها ادامه دارد، آنچه که بیشتر توجه ام را به خود جلب کرد آرامشی که در این استان وجود دارد وانگار نه انگار که نیمی از مدیران دستگاههای اجرایی و خدمات رسانی از استاندارش گرفته تا دیگران در این استان نیستند و آب از آب هم تکان نمی خورد و وفتی این دو موضوع را در کنار هم در این دنیاي پر مشغله و گرفتاری های کاری و چالش های مختلفی که در این استان کشاورزی با هزاران مشکلش وجود دارد، قرار می دهم به این نتیجه می رسم که یا حضور این مدیران در این استان هیچ ضرورت ندارد و در نبود آنان هم چرخ امورات مردم می گذرد و یا اینکه این استان و مردمانش هیچ مشکلی ندارند که اگر دهها روز هم مدیری در آن نباشد همه چیز آروم خواهد بود.
اگر چه نمی توان حکم قصاص پیش از جرم صادر کرد و باید منتظر ماند تا ببینیم دست آورد این سفر با این همه سرباز پیاده و ژنرال به جمهوری داغستان چه بوده است اما آنچه مهم است و در این چند روزه به چشم آمد اینکه گیلان استان گل وبلبلی برای آقایان شده است و در غیاب نمایندگان استان چه آنانکه از زین اسب قدرت افتاده اند و چه آنانکه هنوز به صندلی ها ننشسته اند کسی حال و دماغ نظارت بر عملکردها را در این فضای خاکستری ندارد و تازه این آقابان هم به خاطر اینکه مبادا گند برخی از کارهایشان هم بالا نیاید حتی به خبرنگاران رسانه ها هم تعارفی نمی کنند که لااقل برای پوشش اخبار این لشکر کشی ها تعدادی همراهشان شوند.
تا الان ما بی خبریم و خبرهایی راهم که منتشر شده همه اش یکطرفه و رپرتاژ آگهی هایی است که از جیب این مردم یارانه بگیر برداشت و پرداخت می شود ولی منتظریم تا آقایان دست آوردشان را روکنند!

نوشته شده توسط یونس رنجکش در ساعت 12:59 | لینک  | 

یونس رنجکش

شاید اغراق نباشد که بگویم هیچ خانه ای در گیلان نیست که صدایش را نشنیده باشد و نجوای دلنشینش، یاد آور نوستالوژی نسل دیروز از زندگی اش نباشد.
خبر مثل همه خبرهای اینچنین، کوتاه بود و عمیق، که عمق آن افتادن سایه ای دیگر بر درخت تنومند فرهنگ و هنر این سرزمین است که می رود تا تک صداهای باقی مانده از دیروزمان را به هرج و مرج شلوغی های خیابانهای امروزیمان بسپارد که بیگانه با زیستن دیروزمان است.
براي بدرقه اش همه آمده بودند ، از ديروزي ها تا امروزي، از آنان كه صلوات مي فرستادند تا آنان كه كف و دست مي زدند!
و اين نشان از احترام اهل معرفت داشت به او كه حنجره اش سخن سرِِ درون بود!

فریدون پور رضا را همه می شناسند چه آنان که از کوچه های دلتنگی شان رد می شوند و چه آنانکه دل در گرو بازار دلواپسی ها دارند و او پیوند گذشته و امروز بود با زمزمه هایی که از عمق جانش برمی خاست.
پیرو دلشکسته بود اما صدای جوانش فریاد برمی آورد که آنچه از دل برآيد، لاجرم بر دل نشیند!
پور رضا تنها در صدایش خلاصه نمی شود و او را نباید تنها خواننده فولکلور خواند بلکه او جستجو گری با دلواپسی های خاص خودش بود تا از دل طبیعت گیلان، لالایی های فراموش شده مردمانش را باز آفرینی کند تا شاید روزی و روزگاری که غفلت ها کناری می روند ، از اصالت، های و هویی مانده باشد.
اینک او رخت از عالم خاکی بربست و به آنجا شتافت که آغاز زندگی دوباره ای است وجسم او همچون همه آنانی که از آغاز خلقت تا کنون آفریده شده اند ، خاک می شود اما صدایش ماندگار است و این تنها صداست که می ماند!

نوشته شده توسط یونس رنجکش در ساعت 16:40 | لینک  | 


یونس رنجکش 
چند روز پیش از مسیر خیابانی در همین رشت مرکز استان خودمان می گذشتم که چشمم به کاغذ نوشته ای در درون یک مرکز خدمات درمانی افتاد که بر روی آن با این مضمون نوشته شده بود " خواهر گرامی خواهشمندیم با چادر در این مکان حاضر شوید" ، اول فکر کردم که این جمله هم مثل همه توصیه هایی که در خصوص رعایت حجاب اسلامی و پوشش مناسب با هدف امر به معروف و نهی از منکر انجام می شود ، است ، اما بعد وقتی جمله بعدی " از پذیرش بیماران بدون چادر معذوریم " را دیدم ، بسیار متعجب شدم !
با خودم فکر کردم که مگر می شود یک مرکز درمانی که وظیفه ی اصلی آن درمان دردهای روحی و جسمانی مرد م است و بر اساس قانون هم تکلیف دارد بدور از سلیقه و گلچین کردن افراد به درمان نیازمندان بپردازد ، بیماری را که اگر از بد حادثه و وخیم بودن حالش به آنجا مراجعه و چادر به سر نداشت ، به همین بهانه نوشته شده نپذیرد و جان اودر جامعه اسلامی تلف شود.
اصلا اگر آن بیمار جزء شهروندان غیر مسلمان که تکلیفی برای بر سر داشتن چادر ندارد و با رعایت موازین شرعی و عرفی جامعه خود را تطبیق می دهد، اگر برای درمان گذرش به این مرکز افتاد و از قصه بنا به توصیه نوشته شده بر پنجره ورودی آن کسی پذیرایش نشد و سرانجام مشکلی برای او پدید آمد و در این دنیا پر هیا هوی اسلام ستیزی ، هیا هوها برپا شد و نام اسلام آن هم در سر زمین شیعه علوی ، تصویری دیگر بر خلاف اصالت آن گرفت ، چگونه می توان آن را جبران کرد.
و يا اينكه در كجاي اسلام و نظر بزرگان آن و يا مسوولان ارشد كشور آمده است كه پزشك و مراكز درماني چنين حقي دارند تا گزينشي اقدام به معالجه بيماران كنند و اگر اين گونه باشد فردا هم بايد شاهد دخالت سليقه هاي مختلف در بازي با جان و مال مردم بود و پس از آن چه گلستاني مي شود با اين سليقه بازي ها!
اکنون سوالی که مطرح است اینکه افرادی که اقدام به این گونه برنامه ریزی می کنند آیا هیچ به اطراف خود نگاه کرده اند که در جامعه چه می گذرد و عرف رایج چیست و یا در اطراف خویشان و وابستگانشان چند درصد، از چادر به عنوان تنها معیار حجاب استفاده می کنند .
هرچند که بنا نیست در این یاد داشت از مزیت های پوشش چادر سخن به میان بیاید و بشکافیم که هر مسلمانی در عرف چادر را بهترین پوشش می داند، اما این قانون رایج کشور نیست و بزرگان و عالمان هم از آن به عنوان حجاب برتر نام برده اند و منعی برای سایر پوشش ها که انسان را از تعرض نگاه نا محرم دور می دارد، ایجاد نکرده اند.
هیچکس در اقدام دلسوزرانه مسوولان این مرکز در مانی در تاکید بر پوشش اسلامی چادر و ترویج آن برای دست یابی به ایده آل ها شکی ندارد اما باید توجه داشت که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد و باید بپذیریم که این گونه نوشته ها نه تنها نمی تواند تاثیری مثبت بر جای بگذارد بلکه به دلیل نقض شعار و عمل که نمونه آن ورود خانمی با پوشش غیر چادر را هم در آن مکان پس از چند لحظه مشاهده کردم، نشان از پارادوکسی دارد که بدون تدبیر انجام شده است و بهتر است به جای آنکه با برخورد های سلیقه ای خود سوژه ای برای بد معرفی کردن دین شویم، رفتار خود را مدبرانه تر تنظیم کنیم تا عالم بی عمل نمانیم!
امروز جامعه برای رسیدن به جایگاه والای معنوی خود بیش از آنکه به نوشته های بی روح توجه داشته باشد به رفتار ها عکس العمل نشان می دهد و چه بسا با دیدن رفتارهای تاثیر گذار در این گونه مراکز که از طریق آموزه های صحیح دینی توسط دست اندرکاران و ارائه دهندگان خدمات انجام می شود می توان نتيجه بهتر ی گرفت زیرا هرگز با اعمال رفتارهای سلیقه ای بدور از واقعیت ها نمی توان دست به اصلاح زد و به قولی در فضای یک بام و چند هوا زیست!

نوشته شده توسط یونس رنجکش در ساعت 9:5 | لینک  | 


یونس رنجکش 
روز گذشته از مصلی به سمت میدان نیروی دریایی رشت با خودرو در حال عبور بودم که چشمم به پرده ای افتاد و بدون آنکه دقت خاصی داشته باشم با توجه به اینکه در این مسیر در سابق دفتر میراث روستایی بود " جمله موزه دولتی " از کنار چشمم رژه رفت و توجهم را جلب کرد!
وقتی به نزدیکی آن رسیدم و کمی بیشتر دقت کردم، دیدم ای بابا عجب اشتباهی، جمله ای که نوشته شده است موزه نیست بلکه " موز دولتی است"! که با دیدن آن و خواندن رقم 1550تومانی تعجبم بیشتر شد، که عجب در همین آغاز سال 91 به کجا رسیده ایم که باید موز دولتی را هم 1550 تومان بخریم و پرداخت یارانه دولتی به این میوه فانتزی سر سفره هم، از دیگر جلوه های مدیریت اقتصادی است.
آنچه بیش از همه در این سال جدید که از سوی رهبر انقلاب با توجه به شرایط خاص کشور در قرار گرفتن مسیر تحریم های جهانی برای وادار کردن به عقب نشینی در برابر خواسته های ملی و رسیدن به توسعه از سوی غرب انجام می شود ، سال حمایت از تولید ملی نامگذاری شده است ، تعجبم را جلب کرد، پرداخت یارانه با چوب حراج به جای تولید داخلی به واردات آن هم از نوع میوه ای فانتزی بودکه این را باید مشتی نمونه خروار دانست !
البته جالب تر از آن ، رسیدن پیامکی در زمان نوشتن این یاد داشت، بود که از سوی سازمان هدفمندسازی یارانه ها برایم ارسال شده بود و درخواست داشت که از دریافت یارانه ماهانه چهل و چند هزار تومانی دولت که بابت افزایش چند صد برابری هزینه های زندگی صدقه وار پرداخت می شود انصراف دهم!
وقتی این دو موضوع را در کنار هم گذاشتم به عقل و درایت سیاستگذاران اقتصادی کشور غبطه خوردم که چرا حق شان را خورده اند و در مدیریت جهانی راهشان نمی دهند چون با این برنامه ریزی حتما تکلیف اقتصاد جهان یکسره می شود و دیگر نیازی به چنگ اندازی برسفره دیگران نخواهند داشت ! 
جدای از طنز پردازی درد گونه ای که در این یاد داشت است واقعیت تلخی های آن در سیاست گذاری های اقتصادی بیش از آن چیزی است که لبانمان را برای لحظاتی از لبخند غصه آور شاد کنیم زیرا آنچه که امروز در کشور و سیاستگذاری های اقتصادی آن نیازمندیم توجه جدی به پرهیز از هدر رفتگی در آمدهای ملی و افزایش ارزش پول ملی است .
امروز کشور در مقابل همه مشکلاتی که دارد در شرایط خاصی قرار گرفته که می تواند تهدید های ایجاد شده را به فرصتی برای توسعه اقتصاد ملی تبدیل کند و این تجربه ای است که در دوران هشت ساله دفاع مقدس در برخی از زمینه ها با توان اندیشه و عمل فرزندان این آب و خاک به آن رسیده ایم و اگر در شرایط امروز ایران و ایرانی آنقدر برای غرب مهم شده است که تمام دنیا را برای مقابله با آن بسیج می کنند ، دست آورد همان دوران تهدید ها و تحریم ها است که به بلوغ رسیده است و امروز نیز هیچ راهی برای برون رفت از این وضعیت جز اتکا به فرزندان این آب و خاک و مدیریت داشته های داخلی خود نداریم و این همان نقشه راهی است که رهبر انقلاب نیز در پیام تحویل سال خود به آن اشاره داشته اند .
آنچه که دولتمردان در این شرایط باید به آن توجه جدی داشته باشند ، سامان بخشی به هزینه کردهای ضروری و بستر سازی برای تولیدات داخلی است که با توجه به ظرفیت های موجود در عرصه های مختلف اقتصادی کشور با کمی برنامه ریزی و دور کردن چشم های طمع و قطع دستان ناپاک می توان به آن دست یافت و اکنون باید دید که دولت قادر به فرصت سازی هست یا می بایست در آینده نزدیک ایده رسیدن به توسعه ملی را به موزه سپرد!

نوشته شده توسط یونس رنجکش در ساعت 12:38 | لینک  | 

مهندس يونس رنجكش
نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در حالی با حضور شصت و چند درصدی واجدین شرایط به پایان رسید که تا پیش از برگزاری این انتخابات شاهد میزگردهای مختلف از سوی رسانه های فارسی زبان غربي به ویژه صدای آمریکا و بی بی سی در به چالش كشاندن حضور مردم در پاي صندوق هاي راي بوديم.
تحریم انتخابات و ایجاد موج هايی از این دست برای مردم داخل کشور از سوی اپوزسیون خارج نشین استراتژی بود که از ماهها پیش از برگزاری انتخابات شکل گرفته و برآن پای می فشردند .
برغم همه چالش های داخلی و خارجی که برسر شرکت مردم در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی وجود داشت سرانجام مردم به دور از جنجال سازی های رسانه های غربی راه خود را در پیش گرفتند و با حضور گسترده خود در پای صندوق های رای، راهی غیر از آنچه برایشان دیکته شده بود ، رفتند.
یکی از ویژگی های منحصر به فرد این دوره از انتخابات در کنار حضور مردم برای تعیین سرنوشت خود ، حضور سید محمد خاتمی رییس جمهور پیشین بود که او هم راه خود را رفت و برغم تمامی فشارهای سیاسی که از داخل و خارج بر او برای عدم حضورش در انتخابات وجود داشت ، راهی منطقی و اصولی را برای برون رفت از بحران سیاسی اصلاح طلبان در پیش گرفت و نشان داد که اعتقاد به قهر با صندوق های رای ندارد چرا که راه اصلاحات و رسیدن به دموکراسی پایدار از مسیر انتخابات می گذرد ، هرچند که فضای سیاسی چندان مورد رضایت نباشد!
اینک سئوالی که مطرح است اینکه چگونه است وقتی رسانه های فارسی زبان غربی شب و روز بر طبل عدم حضور مردم در انتخابات می کوبیدند ، اکنون که مردم راه دیگری رفته اند، چنان سکوت کرده که انگار هیچ اتفاقی نیافتاده است .
آیا زمان آن نرسیده است ، رسانه هایی که برای این انتخابات خواب های آشفته دیده بودند و حتی برای حضور خاتمی در انتخابات که برخلاف میل آنان عمل کرده بود برنامه های تخریبی تدارک و با راه اندازی موج های منفی سعی در به انحراف کشاندن اقدام منطقی رییس جمهور پیشین جمهوری اسلامی ایران داشته اند ، اینک به شکست خود اعتراف کنند! و آيد پس از سه دهه رصد كردن رفتار جامعه ايراني آناني كه دل به سوداي ياري بيگانگان بسته اند، به اين نتيجه نرسيده اند كه ايراني خود تصميم مي گيرد و راه خويش را مي يابد.
نوشته شده توسط یونس رنجکش در ساعت 13:46 | لینک  | 

مهندس یونس رنجکش

روزهاي انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري بود، انتخاباتي دو قطبي كه يك طرف آن ناطق نوري قرار داشت و طرف ديگر سيد محمد خاتمي كه سرانجام به پيروزي خاتمي و شكل گيري جريان اصلاح طلبي در جامعه ايراني منتهي شد، در آن روزها دوستي داشتم كه در ستاد مخالف خاتمي فعاليت مي كرد، با آنچنان آتشي كه شما فكر مي كردي كه خود او كانديداست!
در همان روزهاي اوليه پيروزي انتخابات جبهه مخالف اين دوست عزيز، ديدم او تقدير نامه اي از ستاد خاتمي را به پاس تلاش صادقانه اش در انتخابات و عضويت در ستاد مردمي خاتمي زير ميزش قرار داده و اين بار از اين طرف غش كرده بود كه به وي گفتم فلاني پس آن همه آتش آن روز ها چه بود! گفت من در اصل وابسته به اين طرف بودم ، آن طرف ها براي رد گم كردن بود!
بعدها انتخابات ششمين دوره مجلس شوراي اسلامي اتفاق افتاد روزهايي آتشين براي شعارهاي اصلاح طلبي كه در اين ميان با مروري به فعاليت هاي تبليغاتي برخي كانديداها، چهره هاي تابلويي را مي ديدي كه با چرخش 360 درجه اي در رفتار و شعار هايشان در كنار اصلاح ريش و ظاهر خود، پا در كفش اصلاح طلبي كرده بودند و حتي براي نشان دادن غلظت اصلاح طلب بودن خود چند عكس با پوستر خاتمي رئيس جمهور محبوب آن دوران كه نماد اصلاح طلبان بود را هم مي انداختند و شعار "ايران ما " سر مي دادند و ترانه هاي اي ايران در ستادهاي خود پخش مي كردند و انگار نه انگار كه تا ديروز جمال ديگري داشتند و مرام ديگري و به دنبال اصولي ديگر بودند!
دوران خاتمي كه به پايان مي رسيد شاهد برگزاري انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري بوديم و موج روشنفكري و خودباوري در اردوگاه اصلاح طلبي به حدي رسيده بود كه بواسطه همين محاسبات و داشتن دوستان آنچناني، طيف پيروز انتخابات دوره هفتم، به گمان پيروزي ديگر، ميدان داران و مدعيان بسياري وارد ميدان رقابت كرد كه نتيجه آن شد كه بعدها ديدند با يك تاكتيك و استراتژي حساب شده مات رقابت با كسي شدند كه اصلا او را باور نداشتند!
در اين دوران هم كه برخي احساس مي كردند برنده رقابت ها هماني است كه همه چيز فكر مي كردند در دست اوست، شب ها با ستادهاي او شام مي خوردند و صبح كه مي شد در محفل ديگري اداي وظيفه داشتند و سرانجام آن شد كه پس از قطعي شدن نتيجه انتخابات دوره نهم به يك باره پرچم ها با باد حوادث چرخش ديگري پيدا كرد. ريش هاي تراشيده شده ظرف چند روز دوباره سبز شد و اصلاحات فراموش و به اصول خود بازگشتند و اين بار زير چتر نام ديگري مدال آور شدند و تقدير ها گرفتند تا چند صباحي ديگر به پست هايشان تكيه بزنند و اين همان بود كه در اين مسير لباس اصولگرايي و اصلاح طلبي در هم آميخت و كسي نفهميد كه سرانجام چه شد! حالا بماند روزهاي انتخابات رياست جمهوري دهم و چپ و راست شدن اصولگرايي و اصلاح طلبي كه خود داستان مفصلي دارد!
اين روزها هم شاهد برگزاري انتخاباتي ديگر هستيم كه از قضا در دل جريان اصولگرايي قرار است اتفاقي بيافتد زيرا هر آن كس هم كه اگر سوداي اصلاح طلبي پيشه كرده بود و يا در آن اردوگاه نامي از او بود يا مي ترسيد با اين نام وارد شود ويا از ابتدا چنان ضرب شستي به او نشان دادند كه قادر به رقابت نشد و از گردونه خارج شد و حال هم مي بينيم كه در اين ميان بازار تكذيب اصلاح طلبي داغ است همان گونه كه در دوره ششم مجلس بازار تكذيب اصولگرايي از ترس انگ خوردن داغ بود!
با نگاهي به رويدادهاي اطرافمان و وجود چهره هايي نا مطمئن در سرنوشت كشور آنچه از همه مهم تر است بازشناسي رفتارهاي سودجوياني است كه در فضاهاي خاكستري و شلوغي و دعواهاي سياسي راه منفعت خويش را در پيش مي گيرند و از اين منظر آسيب هاي بسياري را به جامعه بويژه اعتماد عمومي وارد مي كنند.
بازشناسي رفتار افراد سودجو نقش بسيار مهمي در اصلاح امور دارد زيرا اين افراد با نفوذ در جريان هاي اصلي سياسي و به انحراف كشاندن آنها ثمره اي جز آنچه امروز در جامعه مي بينيم ، ندارند و هر از گاهي با زدن و يا پر پشت كردن ريش خود به دنبال سوء استفاده كردن از موقعيت ها و زدن ريشه هاي اعتماد عمومي به نظام مي روند ؛ زيرا در اصل اصلاح طلبي و اصولگرايي چيزي جداي از راه سرافرازي ايران اسلامي نيست و به عبارت ديگر آنچه كه با مروري بر خواستگاه اين دو جريان مي توان يافت ، راهي است كه به اعتلاي جامعه ايران ختم مي شود چون اصولگرايي يعني بازگشت به اصول و‌آرماني هاي انقلاب اسلامي و اين يعني عدالت طلبي و عدالت طلبي يعني قرار گرفتن هر چيز جاي خودش و از آن سو اصلاح طلبي هم يعني اصلاح هر آنچه كجروي در آرمان هاي انقلاب و نظام است و قرار دادن قطار رشد و توسعه و بالندگي جامعه ايران اسلامي در ريل درستي و اين هم يعني عدالت و قرار گرفتن هر چيز در مسير خود.
پس آنچه در اين بين موجب انحراف مسير اصلاح طلبي و اصولگرايي مي شود وجود جريان ها و افراد سودجويي است كه با فتنه انگيزي در جامعه و غبار آلود كردن فضاي سياسي از آب گل آلود ماهي مي گيرند و راه را بر توسعه ايران اسلامي مي بندند و آنچه در اين دوره از انتخابات مهم است شناخت اين چهره هاست كه زياد هم سخت نيست، تنها كافي است روش و منش آنان را در چرخش حوادث سياسي كشور و زد و بند هاي پشت پرده آنان را كمي رصد كرد تا راهمان گم نشود!
نوشته شده توسط یونس رنجکش در ساعت 13:14 | لینک  | 


مهندس يونس رنجكس
شب پيش كانال هاي تلويزيون را مرور مي كردم، پس از ديدن برنامه طنز خانه اجاره اي به سراغ شبكه يك سيما رفتم، برنامه پارك ملت يا همان پارك علت! خنده بازار سيماي خودمان! پخش مي شد،سه نماينده از سه طيف اصلاح طلب، جبهه پايداري و جبهه متحد اصولگرايي در آن حضور داشتند و با هم به گفتمان نشسته بودند.
آنچه بيشتر توجه ام را جلب كرد نوشتن عنوان نامزد مجلس نهم جلوي اسم مهمانان برنامه بود و با توجه به اينكه هنوز تا آغاز فعاليت رسمي تبليغات انتخابات مجلس چند روزي باقي است، آيا اين اقدام رسانه ملي ، تبليغات پيش از موعد نيست و اگر اين مورد را بپذيريم ، آيا اين يعني تضييع حقوق ساير نامزدها نيست و سوالي كه مطرح است اينكه چگونه رسانه اي ملي دست به چنين اقدام ناشيانه اي مي زند ، آيا اين روند برنامه سازي مغاير با قوانين و تخلف نيست.
آيا براي شبهه زدايي نسبت به جهت گيري هاي رسانه ملي بهتر نبود و نيست در اين شرايط به جاي دعوت از نامزدهاي انتخاباتي براي پر كردن برنامه هاي خود كه بيشتر مي تواند جنبه تبليغ براي اين افراد داشته باشد ، به دنبال چهره هاي كارشناس و صاحب نظر رفت و از نگاه آنان به زواياي مختلف مديريت كشور پرداخت. راستي چه اصراري است كه رسانه ملي دست به اين نوع اقدامات شبهه افكن مي زند، آيا در رسانه ملي اين فرصت براي ساير نامزدها كه رقم آنها ، بيش از 3000 نفر مي رسد وجود دارد يا رسانه ملي ، رسانه اي تنها براي عده اي است!

نوشته شده توسط یونس رنجکش در ساعت 14:34 | لینک  | 

مهندس یونس رنجکش

سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را در حالی پشت سر می گذاریم که ایران اسلامی با چالش های بسیاری در عرصه های داخلی و خارجی روبروست و همه این چالش ها  بر این استوارند تا راه و آر مانی را که سه دهه پیش با پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر رزیم طاغوت در پیش گرفته شده بود باز ایستد و از قطار توسعه بازماند.

هرچند که راه و آرمانی که انتخاب شد، تا کنون از گردنه های دشواری عبور کرده و در مسیر اصلاحی خود با اراده مردم به پیش می رود و تمام اراده صالحان بر این است تا به مدد همراهی های مردم و آرمان های به یاد گار مانده از بنیانگذار جمهوری اسلامی این حرکت به اعتلای خود برسد اما در این میان هوشمندی کارگزاران در حفظ دست اوردها و ارزش های مورد احترام مردم امری  مهم است که هرگونه کوتاهی در این زمینه سرزنش اهل منطق را به همراه خواهد د اشت.

هر ساله در پی تدارک جشن های سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی شاهد نوآوری هایی هستیم که نشان از برنامه ریزی صاحبان مسند برای هرچه بهتر گرامیداشت این ایام دارد که هر چند بسیاری از این مراسم ها با علاقمندی  و تلاش عاشقانه به ظهور می رسند اما باید دانست که پاسداشت روزهایی چون بزرگداشت پیروزی انقلاب اسلامی از جنبه های مختلف مورد توجه است که یکی از آنها تصویر پویایی و نشان دادن اقتدار و همبستگی ملی و حرمت ارزش های نهفته در باور مردم انقلابی ایران است که  این نمایش نیازمند هوشمندی بسیاری است تا در چشمان نظاره گر آن سوی مرزها تلقینی نادرست تداعی نشود و حربه ای برای چنگ اندازی به  ارزش های مورد احترام جامعه از سوی بدخواهان نگردد.

یکی از نوآوری هایی که  از جانب دست اندرکاران ستاد جشن های  سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال جاری و همزمان با روز ورود بنیانگذار جمهوری اسلامی به وطن به نمایش گذاشته شد ساخت ماکت امام و نمایش ورود نمادین ایشان به ایران از پای پلکان  هواپیما و ادای احترام مقامات به ایشان در فرودگاه بود و حتی رسانه ملی هم در کنار به تصویر کشاندن این حرکت، وزیر آموزش و پرورش و هیات همراهش را که از قضا نماینده هم استانی خودمان و وکیل مردم رودسر در مجلس هم گل سرسبد دیدار نمادین با ماکت حضرت امام بود به نمایش گذاشته بود، هر چند از نگاه برنامه ریزان  اقدامی نو و شاهکاری بی بدیل شمرده می شد اما این حرکت و ساخت ماکت بازتاب های دیگری هم داشت که چندان در خور نبود و از نا پختگی این نوآوری همان بس که دست آویز بسیاری از بدخواهان شد !

آنچه که در این میان باید مورد توجه برنامه ریزان اینگونه ایین ها ملی  که از اهمیت و توجهی فرا ملی برخوردارند شود ،توجه به نگاهی کارشناسی و در نظر گرفتن هرنوع عواقب احتمالی و پیشگیری از اقداماتی سودجویانه و هنجار شکنی در ساختار ارزش های مورد احترام و باور جامعه است که متاسفانه در این نوآوری سهمی از دور اندیشی و تدبیر در آن دیده نشد!

اینک که چشم های بسیاری نظاره گر تحولات کشور و ارزیابی جایگاه ارزش های انقلاب و نظام در جامعه هستند آیا بهتر نیست در انجام برنامه ها و ارائه  طرح های نوآورانه، نمادهای ملی خود را دستخوش اسیب نکرده و حرمت آنها را مقوایی نکنیم!

 

 

 

نوشته شده توسط یونس رنجکش در ساعت 22:27 | لینک  | 

توپي كه در زمين اصولگرايان افتاد!
مهندس يونس رنجكش
با پايان مهلت ثبت نام از داوطلبان انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي و بررسي مرحله اول صلاحيت ها توسط هيات هاي اجرايي و مشخص شدن نتيجه اين مرحله كه در بسياري از حوزه هاي انتخابيه با واكنش هاي انتقادي كانديداها و جريان هاي سياسي حاميان آنان روبرو بود، فضاي رقايت هاي انتخاباتي در اين دوره از انتخابات تا حدودي مشخص شده است.
هرچند كه هنوز تا مشخص نشدن تاييد و يا رد صلاحيت داوطلبان كه حرف آخر را در اين زمينه شوراي نگهبان خواهد زد نمي توان بطور كامل از نوع رقابت جريان هاي سياسي سخني به ميان آورد اما آنگونه كه مشهود است در پي عدم استقبال جريان سياسي اصلاح طلب براي حضور در اين عرصه كه آن را نبود پذيرش از سوي جريان سياسي حاكم مي داند، انتخابات اين دوره با نوع بازي سياسي ديگري رقم خواهد خورد كه در اين ميان بار جريان اصولگرايي را دو چندان خواهد كرد.
جريان اصولگرايي كه از مدت ها قبل پيش بيني فضاي فعلي انتخابات را داشت در كنار اختلافاتي كه در اين جبهه براساس نوع نگرش آنان برمبناي اصولي كه خود در اداره جامعه برآن معتقدند و همچنين درگيري هاي درون خانوادگي كه در اين زمينه شكل گرفت ، فرصت را غنيمت شمرد و با شكل دادن سه جريان جبهه متحد اصولگرايان كه همان جناح راست سنتي بودند و جريان پايداري كه از مدافعان سرسخت دولت احمدي نژاد و پايه گذاران فكري اين دولت هستند و همچنين طيف مدعيان دولتي و جريان سوم طيف اصولگرايان كه سر دسته آنان را اسفنديار مشایي مي دانند راهي را در پيش گرفت تا در اين شرايط با درگير كردن فضاي عمومي جامعه نسبت به وجود اختلافات بين جريان اصولگرايي و تنوع ديدگاهي بين آنان ،تنور انتخابات را گرم كند.
با توجه به اين شرايط به نظر مي رسد كه جريان اصولگرايي سعي دارد با ايجاد رقابتي درون خانوادگي همانند آنچه در دوره دوم انتخابات مجلس شوراي اسلامي كه در آن با رد صلاحيت طيف هاي غير همراه با نظام از ملي مذهبي ها گرفته تا ديگران حذف و رقابت در درون جريان حزب الله و وابستگان به طيف حزب جمهوري اسلامي اتفاق افتاد ، بازي سرنوشت ساز انتخابات آينده را در دست خود داشته باشد ،هرچند كه نگراني هايي نيز جريان اصولگرايي دارد و آن را كتمان نمي كند كه آن خطر خارج شدن قدرت سياسي مجلس آينده از دست آنان و قبضه اين قدرت در دستان چهره هاي ناشناخته و يا كارت هاي سفيد جريان هاي مخالف و منتقد است!
جريان اصولگرايي در شرايط فعلي در آزمون سختي قرار دارد كه از يكسو بايد بار نبود جريان اصلاح طلبي را كه در طول دوره هاي گذشته نقش مهمي در جلب مشاركت هاي مردمي براي حضور در پاي صندوق هاي راي داشته است را بر دوش بگيرد و از سوي ديگر مواظب باشد تا قدرت كسب كرده را در خطايي تاكتيكي از دست ندهد و براي مهار هر دوي اين آسيب ها قدرت تدبير اين جريان بايد طوري باشد كه از گردنه هاي سخت اين انتخابات كه با توجه به شرايط خاص كشور در مقابل تهديدهاي خارجي و برخي مشكلات داخلي كه مهمترين آنها اقتصادي است ، به سلامت بگذرد.
اكنون بايد ديد كه اين جريان از آن قدرت و تدبير لازم براي عبور از اين راه سخت برخوردار است يا تئوري آنان در مهار مشكلات با چالش روبرو خواهد شد!
نوشته شده توسط یونس رنجکش در ساعت 23:49 | لینک  | 

مهندس يونس رنجكش

با آغاز ثبت نام از داوطلبان نهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي بصورت عملي فصل انتخاباتي جديد در ايران آغاز شد و گامي ديگر در راستاي تحقق آرمان هاي انقلاب اسلامي برداشته باشد تا از اين منظر چشم اندازي روشن تر براي آينده ترسيم شود.
در طول سي و اندي سال از پيروزي انقلاب اسلامي ايران بطور ميانگين در كشور شاهد برگزاري يك انتخابات براي تعيين حاكمان نظارتي و اجرايي توسط مردم بوده ايم و همواره در پس و پيش هر انتخاباتي دلمشغولي و نگراني هايي براي برخي سياسيون و احزاب و گروهها كه خود را ميدان دار اين فضا مي پندارند، وجود داشت و عامه مردم هم پس از سپري شدن دوران پس از نقاهت انتخاباتي به زندگي عادي خود برگشتند و ناظر بر رفتار منتخبيني شدند كه با وعده ها و شعارهاي متنوع سعي در جلب نظر موكلان داشتند تا در نوبتي ديگر... !
جداي از اينكه در هر انتخاباتي نشيب و فرازهاي بسياري وجود دارد و نمي توان از برخوردها و احساس هاي سليقه اي و شخصي ناظران و مجريان و يا صاحب منصبان داوطلب در اين ماراتن كسب قدرت غافل شد و آن را ناديده گرفت اما آنچه مهم است اينكه كشور پس از ساليان سال دست و پنجه نرم كردن با انواع حكومت ها و نگرش هاي مختلف در حكومت داري در طول تاريخ ، سه دهه هست كه در پي ايجاد نظامي جديد با آرمان ها ي بلند پروازانه خود كه خير و سعادت ملتش را در آن مي بيند دست به تجربه اي جديد در دنياي سياستمداري و سياست ورزي زده است و از همان روزهاي آغازين تولد خود با بدخواهان و بدنيتان روبرو بوده و تا به امروز هزينه هاي بسياري را پرداخت كرده و اكنون نيز با چالش هاي بسياري نيزدر درياي متلاطم رنگ ها و نيرنگ ها روبرو شده است تا اين كشتي به مقصد نرسد.
اينك در چنين شرايطي آنانكه دل به اين آب و خاك و نظام آن دارند مي بايست با در نظر گرفتن منافع ملي به چشم اندازي فراتر از خواست هاي خود بيانديشند و با حضور در اين عرصه حتي اگر به قيمت زيان شخصي كه به واسطه تنگ نظري ها اتفاق مي افتد، تمام شود دين خود را به اين سرزمين كه خون هاي عزيزي، آبياري نهالش باروري اش را برعهده داشته اند، ادا كند.
اگر چه متقاعد كردن بسياري كه رنجور برخي برخوردها از اتفاق ها ي گذشته هستند بسيار سخت است اما هيچ راهي دور نيست اگر تحمل رنج ها براي دوست داشتن ايران است پس راه مهرورزي را بايد از طريق آن جستجو كرد و در اين دشواري هاي سخت روزگار به مقصد رسيدن، تدبير مي خواهد .
اگر ديگراني مي پندارند كه راه به پايان آمده است و جز سرناسازگاري نبايد داشت بايد گفت كه اين نه آن آرماني است كه در انقلاب اسلامي خود دنبال مي كردند بلكه آرمان انقلاب بازگشت به اصول آن است و آن اصول راهي جز فتنه و انحراف است كه در پي كج سليقگي و كج انديشي ها شكل مي گيرد .
امروز كشور در تداوم راه گذشته خود كه رسيدن به نقطه مطلوب استقلال وآزادي است نياز دارد تا همه دوستدارانش گرد هم آيند و در اين فرصت باقي مانده تا گامي ديگر براي رسيدن به مردمسالاري همت هزينه كنند و به ميدان بيايند و از چالش ها و خطراتي كه از روزنه بي تدبيري ها ممكن است آينده آن را تيره بنماياند، دورش دارند و در پي كشتيبان اين كشتي راه معرفت و مصلحت در پيش گيرند!

نوشته شده توسط یونس رنجکش در ساعت 14:14 | لینک  |